![]() ![]() ![]() ![]() | ||
|
**شهدا را ياد كنيم گاهي!!** | ||||||||||||||||||
|
حكمه عصمتيه في كلمه فاطمه چيست؟ قد خميده و بيمار اما كوثر شهيده كيست؟ گرچه در و ديوار كوفه در ايستادگي برتر است! پهلو شكسته ي استوار مادر زينب است! لينك يك نماهنگ كوتاه از بنده ي حقير:http://s1.picofile.com/file/7347935799/Movie.wmv.html شعر از :حاج احمد توكلي مدح از:بنده حقير تدوين :استوديو بهار
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 21:8 ] [ **العبد** ]
سلام به همه ي هم سنگراني كه تا حال با ما بودند و در كلاس عاشقي غيبت نكردند. اي كاش امسال بتونيم خودمون رو كنار خودمون حس كنيم. و در اخر ارزوي بهتربن ها از ايزد منان برايتان را دارم.
[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 22:49 ] [ **العبد** ]
سلام بالاخره شهدا دوباره امسال هم مارو شرمنده كردن هيچ وصفي نميتونم از اين سفر داشته باشم چون واقعا وصف ناپذيره ادامه مطلب [ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 22:29 ] [ **العبد** ]
راستي يه سر به گالري تصاوير در سمت چپ وبم پايين بزنيد.
درمناجاتی خداوند به حضرت موسی(ع)فرمود : دروغ میگوید آن که گمان میکند مرا دوست دارد ، ولی چون شب شود ، خواب جایگزین راز و نیاز او میگردد .(هشت رساله عربی_ص 133)
[ دوشنبه هشتم اسفند 1390 ] [ 18:0 ] [ **العبد** ]
سلام به همه ي عزيزاي يوسف فاطمه كه با اومدن به اين وبلاگ ما رو تو اين راه كمك ميكنند. دوستاني گفتن چرا شعر نميگي ديگه درجواب ميخوام بگم دارم يه چند تا شعر واسه راهيان نور ميزنم ديگه نشد كه شعر دوبيتي((ائيني)) بزنم بازم ممنون از بزرگواريهاتون كه هيچ وقت فراموش نميكنم!!!!هيچ وقت التماس دعا [ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 16:34 ] [ **العبد** ]
بله بالاخره در 15 بهمن من به دنيا اومدم تولد تولد تولدم با اجازه ي دوستان گلم مبارك [ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 23:11 ] [ **العبد** ]
از براي جستن عشقت ميان در و ديوار عاميان ميبيننم ميفهمند اما گويند كه ديوانم گر يك همگرا بودم در پي همگرايشان واگرايي نبودم در بطن دنياي جهلشان
[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 16:0 ] [ **العبد** ]
[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 1:40 ] [ **العبد** ]
تشنگي درد بزرگ حسين ز بي ابي؟؟
در اين نجواهاي گنگ عالم او و بي تابي!!! حسين چه شده است كه بي ابي؟؟؟ كه گويد لبيك ميخواهم چه ابي؟؟؟!!! [ دوشنبه دوازدهم دی 1390 ] [ 18:9 ] [ **العبد** ]
![]() خيلي ها ميگن اقا سنگ اين اقا رو به سينه نزن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بنده در حدي نيستم بخوام سنگ كسي رو به سينه بزنم ميخوام به فرموده قامون علي ابرو مسلماني كه به دروغ يا راست بوده نگه داريم!!!!!!!!! امام علی به مالک اشتر: ای مالک اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی مبادا فردا صبح به همان چشم نگاهش کنی . شاید سحر توبه كرده باشد. [ جمعه دوم دی 1390 ] [ 21:56 ] [ **العبد** ]
![]()
ادامه مطلب [ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 20:15 ] [ **العبد** ]
به نام خدا
« فراماسونری: دجال آخرالزمان-۱ » پرسش های آغازین بحث: 1 – وقایع جهان امروز را به چه صورت می توان توجیه کرد؟ 2 – چرا امروزه مسجدالاقصی کانون توجه ادیان الهی است؟ 3 – تلاش های اخیر برای تخریب مسجدالاقصی به چه دلیلی صورت گرفته است؟
ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ] [ 20:47 ] [ **العبد** ]
خدا انگار كه ديگه صدا نمياد كر شدم كور شدم عين يه ديوار ديگه گمراه شدم خدا جون اي واي اي خدا بخواه بشم مثل قديم عاشق ديدار [ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 ] [ 21:37 ] [ **العبد** ]
[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ 1:24 ] [ **العبد** ]
[ سه شنبه هشتم آذر 1390 ] [ 21:57 ] [ **العبد** ]
![]() لینک دانلود: دانلود کنید.. حجم فایل: ۴.۷ مگابایت پسورد فایل: shorehosein.blogfa.com
[ جمعه چهارم آذر 1390 ] [ 11:20 ] [ **العبد** ]
|
||||||||||||||||||
(یهود پژوه عراقی)چنان که می دانیم، اکثریت بزرگی از اسرائیلی ها، مهاجرانی هستند که بر اساس قانون بازگشت که در سال 1950 صادر شد، به این کشور مهاجرت کرده اند. این قانون، به هر یهودی در جهان، حق مهاجرت به اسرائیل و کسب تابعیت این کشور را می دهد؛ مگر آنکه امنیت عمومی یا بهداشت عمومی، احساس خطر شود. این قانون مشخص نکرده که چه کسی یهودی است؟ تعریف دقیقی از یهودی ارائه نکرده و به هدف توسعه دایره کسانی که حق استفاده از این عنوان را دارند، آن را بازگذارده است؛ اما بعدها این کار را به رژیم اسرائیل بخشید. طبق یکی از پیوست های این قانون بستگان نزدیک شخصی که این قانون بر او منطبق است ـ مانند همسر، نوه و جد ـ نیز می توانند، حتی اگر غیر یهودی باشند، تابعیت اسرائیل را کسب کنند. با اینکه دولت به آن دسته افرادی که ادعا می کنند، یهودی هستند، تابعیت می دهد و آنان را شهروند می داند، بسیاری آنان، از سوی ریاست خاخام های اسرائیل به عنوان یهودی به رسمیت شناخته نمی شوند. این مسئله امروزه به مشکلی اساسی و جدی برای اینان تبدیل شده است. مناقشه و نزاع بر سر این مسئله سال ها است که در جریان است و این مسئله با عنوان «چه کسی یهودی است؟» شهرت یافته است.
|
![]() ![]() ![]() ![]() | ||
میان دل ز عشقت لاله باغیست بحمد لله که قلبم مست ساقیست
شادی موسیقی های غربی و تند امروزی بسیار زود گذر بوده و آثار روانی منفی در آدمی ایجاد می نماید. شادی ها یی که بعد از استعمال داروهای مخدر وروان گردان مشاهده میگردد نتیجه استفاده از همین نوع موسیقی هاست .
اگر اطلاعات بیشتری در این مورد میخواین کسب کنین به لینک زیر برید!!
http://farhangi-honari.blogsky.com/m/post-13/


|
|
|||
|
محمد رضا حقیقی را می شناسی؟
همان شهیدی كه خنده او در هنگام دفن پیكر مطهرش مشهور است.
محمدرضا چهارسالگی ات یادت هست؟ آن هنگام كه اولین حرف زشت را در خیابان شنیده بودی،
بغض كرده بودی كه حرفی را شنیده ام كه اگر بگویم دهانم نجس می شود ! تو در چهارسالگی ناپاكی باطنی را از كجا می فهمیدی؟ یا سیزده سالگی ات ؟
• دوستانش برایم گفتند كه وقتی نماز جماعت تمام شد و همه رفتند محمدرضا سر گذاشت به سجده و مدتی همان جور ماند. خشكش زده بود هرچه صبر كردند او سر از سجده بر نداشت یكی از بچه ها گفت خیال كردیم مرده ! وقتی بلند شد صورتش غرق اشك بود از اشك او فرش مسجد خیس شده بود . پیرمردی جلو آمد و پرسید : بابا ! چیزی گم كرده ای ؟ پاسخ شنید نه . پرسید چیزی می خواهی پدرت برایت نخریده؟ سری تكان داد كه نه . پرسید : پس چرا اینجور گریه می كنی ؟ گفت : پدر جان! روی نیاز ما به خداست اگر من در سجده مرادم را نگیرم پس كی بگیرم؟
• بعد از ظهری تو همان خانه ای كه در اهواز داشتیم استراحت می كردم اغلب همسایه هامان عرب بودند . سر و صدای بچه هایی كه در كوچه بازی می كردند آسایش را از ما سلب كرده بود تازه چشمهایم گرم شده بود كه با صدای شكستن شیشه از خواب پریدم . از وحشت بدنم می لرزید... با بی توجهی گفتم :
ای خدا من از دست این بچه عرب ها چه كنم؟
روز مرگم نفسی وعده ی دیدار بده وانگهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر
محمد رضا تا این حرف را شنید نگاهی به من كرد از آن نگاه ها پیش رویم ایستاد و گفت : بابا چه گفتی؟
با غیظ حرف خودم را تكرار كردم .
اخم هایش را درهم كشید و گفت : باید بروی و از همه همسایه ها از بالا تا پایین كوچه عذر خواهی كنی . شما غیبت همه ی عرب ها را كردی بستانی ها سوسنگردی ها و ...
من آنروز به او خندیدم در حالیكه باید به زبانی كه لجام آن گسیخته بود می گریستم.
• در گوشه ای از دفتر خاطراتت شعر زیبای حافظ را به خط خوش نوشته بودی : آذر ماه 1364
| روز مرگم نفسی وعده ی دیدار بده |
| وانگهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر |
من كه خبر نداشتم پدرت آن را چون جان شیرین نگهش داشته بود و به من نشان داد شاید اگر خودم ندیده بودم باور نمی كردم تو به جای عبارت « فارغ و آزاد» با خط خود نوشته بودی « خرم و دلشاد» حالا شعر حافظ اندكی تغییر كرده بود
وانگهم تا به لحد خرم و دلشاد ببر
چه كسی می دانست این دعا دو ماه دیگر مستجاب خواهد شد؟ اجابت این دعا همان و آن خنده ی دندان نما همان!
• محمد رضا! من مانده ام كه تو چه كردی كه خدا این گونه سخنت را شنید و دعایت را اجابت كرد؟ تو چه دیدی كه با لب خندان رفتی؟ آن چه جذبه ای بود كه دگر بار روح تو را به جسم تو بازگرداند؟
هزاران نكته دارد زندگی اش، یك از یك زیباتر، با شكوهتر، اگر خواستی بیشتر بدانی از كتاب « می شكنم در شكن زلف یار» صفحه خنده دندان نما را بخوان، حكایت محمد رضا را كه وعده ی دیدار گرفت لبخندش ثابت می كند .
شهدا ! ما برای شما فاتحه می خوانیم تا شما نیز برای روح ما فاتحه ای بخوانید.

واقعا گمنام يعني چه؟؟؟
واژه «گمنام» در فرهنگ معین و لغتنامه دهخدا به معنای «بی نام و نشان» و «خمول» بکار رفته و در مقابل شهرت و معروفیت قرار گرفته است.
در زبان انگلیسی نیز از آن با anonym (شخص بی نام)، cenotaph (مقبره سرباز گمنام)، unknown (ناشناخته ، مجهول، گمنام، بی شهرت) یاد می شود.
اما گمنام دلها معناي ديگري دارد!!!!!
ساعت نزديك 10 صبح روز پنج شنبه به سبب زيارت اهل قبور به قول خودمون ميثاق با امام و شهدا با نيتي خالص در جستجوي قطعه 44 بهشت زهرا بوديم.
چون سه تايي تقريبا صفر كيلومتر بوده (البته بيشتر منظور خودمم)متوسل به برادران ديني خود شده و جهت كشف قطعه مورد نظر سوالاتي پرسيديم
با اشاره به سمتي نامعلوم قطعه را معرفي ميكردند ولي هرچه ميرفتيم نميرسيديم
قطعه46
45
وناگهان از پشت برگهاي درختان تابلوي زرد رنگ قطعه 44 چشمك زد ...
هنوز هم دوستان نميدانستند در پي كدام شهيدم!!!
نميدانستند دارم كجا ميبرمشون ...
قطعه رو از درختچه هاي بين قبورش شناختم درست مثل عكس روي جلد كتاب بود (كتاب شهداي گمنام)
لحظه ديدار فرا رسيد ؛و زمانيكه فقط واژه هاي شهيد گمنام روي قبوراحرام پوشيده خودنمايي ميكردند دلم شكست...